یکشنبه 1 شهریور(اندر احوالات پسری)
سلام و صد سلام به دوستان گلم. باری به هر جهت حال اینجانب بخواهید به حول و قوه الهی هنوز سر پاییم و با نو پاشدن پسرکمان اندکی در خانه و در خویش تغییر دکوراسیون دادیم و کلاً با پسرک در کشاکش هستیم و جملگی ایشان را از زیر کابینت و میز و باقی قضایا جستجو می کنیم.
یکسالگی پسرمان انقلابی در ایشان ایجاد کردند و با سرعتی چهار دست و پا میروند و تکیه بر دیوار راه می پیمایند که نگو . هنوز دندان هایشان جلوس نفرمودند با اینکه آمپول ویتامین دی نوش جان فرمودند. هر چند خواهرجانشان نیز همین شرایط داشتند درگذشته نزدیک.
وقتی سمت خطر میروند با دست تکان دادن به او تذکر میدهم که احساس ترس کند. جالب آنکه وقتی کار را تکرار میکند تا می گویم :علی. دستش را مشابه من تکان میدهد و باز به کار خویش ادامه میدهد.
جالب تر اینکه به دلیل گرمایی بودن شدید ایشان در یک روز گرم مرداد همسرجان موهای پسرک را از ته تراشیده و یه کله سفید تحویل ما دادند. حال بماند گریه های پسرم و گریه های دخترم که می گفت: بابا بسه دیگه داداشم شبیه آدم فضایی ها شده. ببین شبیه ای کیو سان شده.
بابا تو رو خدا. آنقدر التماس می کرد که دلم ریش شده بود.




یکشنبه 1 شهریور(اندر احوالات پسری) 


